تبليغاتX
وقتی دلگیری وتنها

دختران ایرانی نازترین عکسهای ایرانی

عکسهای خفن ایرانی

نازترین عکسهای ایرانی

نازترین عکسهای خارجی

عکس های خارجی

کلیپ عکسهای خفن ایرانی های ایرانی

کلیپهای ایرانی

وقتی دلگیری وتنها

دلم به دام عشق توشد گرفتار می تپه به عشقت تا لحظه دیدار

فقط می خواستم نگاهت بدارم

این کشتی مرا به دورها می برد
دور از خاطرات مردمانی که اهمیت می دهند باشم یا نباشم !

چشمک ستاره !
من چشمک ستاره اي را دنبال خواهم كرد
تا پایان بودنم
نمی دانم آیا ارزشش را دارد

و تو را در آغوش می کشم
فقط می خواهم نگاهت بدارم در بازوانم

هستی ام
تو هستی ام را روشن کردی
بیا هم پیمان شویم تا باز آتش بزنیم ارواح میرا را تا طعم زنده بودن را بچشند.

اما هرگز نمی گذارم بروی
اگر قول بدهی که خاموش نشوی
هیچوقت خاموش نشو

امیدها و تمنا ها مان
سیاه چاله ها و الهامات مان
امیدها و تمنا ها مان
سیاه چاله ها و الهامات مان

تو را در آغوش می کشم
فقط می خواهم نگاهت بدارم در بازوانم

دور ها
این کشتی مرا به دورها می برد
دور از خاطرات مردمانی که اهمیت می دهند باشم یا نباشم !

هرگز نمی گذارم بروی
اگر قول بدهی که خاموش نشوی
هیچوقت خاموش نشو

امیدها و تمنا ها مان
سیاه چاله ها و الهامات مان

تو را در آغوش می کشم
فقط می خواهم نگاهت بدارم در بازوانم

فقط می خواستم نگاهت بدارم


ادامه مطلب

شنبه 2 آبان1388 |

وبلاگم 4 ساله شد من 24 ساله !

 

چه لطیف است حس آغازی دوباره،

و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس...

و چه اندازه عجیب است ، روز ابتدای بودن!

و چه اندازه شیرین است امروز...

روز میلاد...

روز من!

روزی که آغاز شدم!

تولدم مبارک

 

تمام سپاس از آن او

که غیر از او هيچ کس را صدا نمی کنم

گيرم که ديگران را صدا کردم

پاسخم را نمی دادند

تمام سپاس از آن او

که دلم به هيچ کس غير او خوش نيست

گيرم که به ديگران دل خوش می کردم

نا اميدم کردند

تمام سپاس از آن او

که کارهايم را خودش رو به راه می کند و پيش اش عزيزم

گيرم که امورم را وا می گذاشت به اين مردم

خوارم می کردند

تمام سپاس از آن او

که به من نيازی نداشت ولی گفت: دوستت دارم

تمام سپاس از آن او

که جوری با من صبوری می کند

که انگار هيچ کار سياهی نکرده ام

پروردگار من، بهترين من است

بهترين چيزی که می شناسم

شايسته ترين کس برای پرستش

شايسته ترين کس برای سپاس

 


ادامه مطلب

شنبه 18 مهر1388 |

حالا که رفته ای

ّبراي تو نوشتم كه بهترين دوستم هستي

 پاکش نکردم چون بخاطر تو نوشته بودمش

حالا که رفته ای

دل دلیل می آورد و

عشق گریه می کند.

با این همه

              جای خالی ات پر نمی شود.

                                                  نه با خیال و  نه با خاطره.

حالا که رفته ای

این روزها دلتنگم

دلتنگم که رفته اند.

آن روزها

حالا که رفته ای

باور می کنم

گل ها همه آفتابگردانند

اما همین امروز

آفتاب

چشم در چشم من 

                               فقط سراغ تو را می گرفت

حالا که رفته ای

             برای این پنجره فرقی نمی کند

                                           باران ببارد

                                                       باران نبارد

                                                                          باران

                                                                                           باران

                                                                                                         باران

حالا که رفته ای

پایین می آید از پلکان ابر

و فرو می ریزد در جویبارهایی

که به جانب پاییز می روند


ادامه مطلب

سه شنبه 17 شهریور1388 |

قطار می‌رود...

قطار می‌رود...
تو می‌روی...
تمام ایستگاه می‌رود...

 

و من چقدر ساده‌ام
كه سالهای سال
در انتظار تو
كنار این قطار رفته ایستاده‌ام...


و همچنان
به نرده‌های ایستگاه رفته 
تكیه داده‌ام !

 

قيصر امين پور


ادامه مطلب

چهارشنبه 7 مرداد1388 |

غرور

سالها پيش به من مي گفتي

كه مرا هيچ دوست مي داري 

گونه ام گرم شد ز سرخي شرم

شاد و سر مست گفتمت آري

باز ديروز جهد مي كردي

تا زعهد قديم ياد آرم

سرد و بي اعتنا تو را گفتم

كه دگر دوستت نمي دارم

ذره هاي تنم فغان كردند

كه خدا را دروغ مي گويد

جز تو كامي ز كس نمي خواهد

جز تو ياري ز كس نمي جويد

دوستت دارم و نمي گويم

تا غرورم كشد به بيماري

گر چه مي دانم اين حقيقت را

كه دگر دوستم نمي داري

 

دكتر علي شريعتي


ادامه مطلب

چهارشنبه 17 تیر1388 |

تقدیر

باید تورو پیدا کنم شاید هنوزم دیر نیست


تو ساده دل کندی ولی تقدیر بی تقصیر نیست


با این که بی تاب منی بازم منو خط میزنی


باید تورو پیدا کنم تو با خودت هم دشمنی

کی با یه جمله مثل من میتونه ارومت کنه

اون لحظه های اخر از رفتن پشیمونت کنه

دلگیرم از این شهر سرد این کوچه های بی عبور

وقتی به من فکر میکنی حس میکنم از راه دور

اخر یه شب این گریه ها سوی چشامو میبره

عطرت داره از پیرهنی که جا گذاشتی میپره

باید تورو پیدا کنم هر روز تنها تر نشی

راضی به با من بودنت حتی از این کمتر نشی

پیدات کنم حتی اگه پروازمو پرپر کنی

محکم بگیرم دستتو احساسمو باور کنی

پیدات کنم حتی اگه پروازمو پرپر کنی

محکم بگیرم دستتو احساسمو باور کنی

باید تورو پیدا کنم شاید هنوزم دیر نیست


تو ساده دل کندی ولی تقدیر بی تقصیر نیست

باید تورو پیدا کنم هر روز تنها تر نشی


راضی به با من بودنت حتی از این کمتر نشی


ادامه مطلب

دوشنبه 31 فروردین1388 |

خدایا ...

گفتم :

     خداي من ،

دقايقي بود در زندگانيم که هوس مي کردم سر سنگينم را

که پر از دغدغه ي ديروز بود و هراس فردا بر شانه هاي صبورت بگذارم ،

آرام برايت بگويم و بگريم ،

در آن لحظات شانه هاي تو کجا بود ؟

 

گفت:

عزيز تر از هر چه هست ،

تو نه تنها در آن لحظات دلتنگي

که در تمام لحظات بودنت بر من تکيه کرده بودي ،

من آني خود را از تو دريغ نکرده ام که تو اينگونه هستي .

من همچون عاشقي که به معشوق خويش مي نگرد ،

با شوق تمام لحظات بودنت را به نظاره نشسته بودم

 

گفتم :

پس چرا راضي شدي من براي آن همه دلتنگي ، اينگونه زار بگريم ؟

 

گفت :

عزيزتر از هر چه هست ،

اشک تنها قطره اي است که قبل از آنکه فرود آيد عروج مي کند ،

اشکهايت به من رسيد و من يکي يکي بر زنگارهاي روحت ريختم

تا باز هم از جنس نور باشي و از حوالي آسمان ،

چرا که تنها اينگونه مي شود تا هميشه شاد بود .

 

گفتم :

آخر آن چه سنگ بزرگي بود که بر سر راهم گذاشته بودي ؟

 

گفت :

بارها صدايت کردم ،

آرام گفتم از اين راه نرو که به جايي نمي رسي ،

تو هرگز گوش نکردي و آن سنگ بزرگ فرياد بلند من بود

که عزيزتر از هر چه هست

از اين راه نرو که به ناکجاآباد هم نخواهي رسيد .

 

گفتم : پس چرا آن همه درد در دلم انباشتي ؟

 

گفت : روزيت دادم تا صدايم کني ،

     چيزي نگفتي ،

پناهت دادم تا صدايم کني ،

     چيزي نگفتي ،

بارها گل برايت فرستادم ،

      کلامي نگفتي ،

مي خواستم برايم بگويي

آخر تو بنده ي من بودي چاره اي نبود جز نزول درد

که تو تنها اينگونه شد که صدايم کردي .

 

گفتم : پس چرا همان بار اول که صدايت کردم درد را از دلم نراندي ؟

 

گفت : اول بار که گفتي خدا آنچنان به شوق آمدم که حيفم آمد

بار دگر خداي تو را نشنوم ،

تو باز گفتي خدا و من مشتاق تر براي شنيدن خدايي ديگر ،

من مي دانستم تو بعد از علاج درد بر خدا گفتن اصرار نمي کني

وگرنه همان بار اول شفايت مي دادم .

گفتم : مهربانترين خدا ،

دوست دارمت ...

 

گفت :

عزيز تر از هر چه هست من دوست تر دارمت ...


ادامه مطلب

سه شنبه 27 اسفند1387 |

زندگی، ارزش آنرا دارد

زندگی، ارزش آنرا دارد که به آن فکـر کنی.

زندگی، ارزش آنرا دارد که ببویی اش چوگل، که بنوشی اش چوشهد.

زندگی، بغض فـروخورده نیست.

زندگی، داغ جگــــر گـــوشه نیست.

زندگی، لحظه دیدار گلــی خفته در گهــــواره است.

زندگی، شوق تبسم به لب خشکیده است.

زندگی، جـــرعه آبی است به هنگامه ظهـــر در بیابانی داغ.

زندگی، دست نوازش به ســر نوزادی است.

زندگی، بوسه به لبهای گلی است که به شوقت همه شب بیدارست.

زندگی، شـــوق وصال یار است.

زندگی، لحظه دیدار به هنگامــــــه یاس.

زندگی، تکیه زدن بر یــار است.

زندگی، چشمه جــوشان صفا و پاکـــی است.

زندگی، مـــوهبت عرضه شده بر من انسان خاکـــی است.

زندگی، قطعه ســـرودی زیباست که چکاوک خواند که به وجدت آرد به ســــرشاخه امید و رجا.

زندگی، راز فـروزندگی خورشید است.

زندگی، اوج درخشندگــــــی مهتــاب است.

زندگی، شاخه گلی در دست است که بدان عشق سراپا مست است.

زندگی، طعــم خوش زیستن است، شور عشقی برانگیختن است.

زندگی، درک چرا بودن است، گام زدن در ره آسودن است.

زندگی، مزه طعم شکلات به مذاق طفل است.

به، چقدر شیـــرین است.

زندگی، خاطــــره یک شب خوش، زیـــر نور مهتاب، روی یک نیمکت چـــوبی سبـــز، ثبت در سینـــه است.

زندگی، خانه تکانی است. هر از چندگاهی از غبار اندوه.

زندگی، گـوش سپردن به اذان صبح است که نوید صبـح است.

زندگی، گاه شده است خوش نیاید به مذاق.

زندگی گاه شده است که برد بیراهم.

زندگی، هر چه که هست، طعـــم خوبی دارد، رنگ خوبــــی دارد


ادامه مطلب

سه شنبه 10 دی1387 |

تولد 3 سالگی وبلاگم

سلام به همه دوستام وبلاگم ۳ ساله شد.

 

تولدش مبارک

 

ممنون از همه تون که تو این ۳ سال با نظرات گرمتون حمایتم کردین

 

 

دلارام دلم ، آرام من كو؟

درين باران غم ، پس بام من كو ؟

دلارام دلم كو ؟ آن نگاه كو ؟

برين كشتي شكسته ، ناخدا كو ؟

پس آن روياي ديروزي كجا رفت ؟

اسير باد پاييزي چرا رفت ؟

دلارام دلم ، دلتنگم از دل

كه اي دل ، پاي رفتن مانده در گل

براي زخم جان ، كو جان پناهي ؟

دلم مي سوزد و در سينه آهي

دلارام دلم ، آرام من كو ؟

درين باران غم ، پس بام من كو ؟

 


ادامه مطلب

چهارشنبه 17 مهر1387 |

کجایم می تواند خوب باشد ...

 

می نویسم خطی
خالی از هر حسی
هر عشقی
همه از برکت دیوانگی بهت زمان فهمیده
همه از نفرت خشک ایمان آلوده

باغچه فهمیده
من  نهایت دیده ام
من صدای خرد کردن گل فهمیدم

دست من آلوده است
از بیان و آواز
تنه من آلوده است

می گریزم تا به کی از دردم
آخرش باید به جلاد ستم دیده کنم گردن خم
همه ی هستی من یک حس بود
حس آزادی از آدم

کاش می فهمیدم
پشت صد ناز و فسونش او خفه
او که چشمانش مشکی است
او که دستش سنگین است
او که از آبادی بیرون است

او که بود
او بد بود
سینه در آه و هوس مدفون بود
او که بود
وحشت سست کنار رود بود
لرزه ای روی پل بی دسته
او خود شیطان بود

بشکن این سکوت تلخ وحشت
            را 

            بشکن

 

تنه ام آزاد ساز
من به تنهایی فهمیدم
که خدا اینجا نیست
می حراسد از من
دلش از من سوخته

گاه می اندیشم
تا به کی مخفی شدن در بطن زشت انسان
آخرش باید کمی عاقل بود

کاش در تنهایی من عشق بود
کاش این وحشت تلخ مخفی
در عموق شعله های ترس من خاموش بود

زندگی زیبا بود
و کسانی که درخت سیب را می کاشتند
این هم زیبا بود

سیب را شهوت زد
از درختش افتاد

 

 

زندگی شاید سیبی است سرخ

گرد و زیبا و لجوج

و جماعت انگار

مثل کرم داخل آن می چرخند

 


ادامه مطلب

دوشنبه 1 مهر1387 |

ساناز

هیچ وقت به مقصد فکر نکن اگر راه را درست انتخاب کنی و حواست به جاده باشه و بیراهه نری حتما می رسی.
فقط یک چیز می دانم ، و آن اینکه چیزی نمی دانم.
اینم بگم که این وبلاگ اول و پانزدهم هر ماه آپ میشه.
اینم آدی من : s_s_kh
www.s_s_kh@yahoo.com

مطالب قبلی

فقط می خواستم نگاهت بدارم

وبلاگم 4 ساله شد من 24 ساله !

حالا که رفته ای

قطار می‌رود...

غرور

تقدیر

خدایا ...

زندگی، ارزش آنرا دارد

تولد 3 سالگی وبلاگم

کجایم می تواند خوب باشد ...

لینک دوستان

داستان و سرگرمی !!! (وبلاگ دوم خودم)

سکوت عشق

ساده دل

سپیده عشق

مسیحی یامسلمان دوستت داشت(لبخنده مسیح)به انجیل و به قرآن دوستت داشت

می نویسم از تو

دلم تنگه

به دنبال رهایی از قفس

عاشقان راه تنهایی

دلشده گان

مهران جان

NO 13

آبیــــــز گل آویـــــــــــز

ليست وبلاگ‌های به روز شده

غلام قمر

شب خیال

نقطه سر خط

M I G R E N

کارت پستال درخواستي

.:ماه تولد شما - وبلاگ شما:.

شهریار

نرگس مست

ღ♥ღ پسر آفتاب ღ♥ღ

یا رب

خلوت انس

آهنگ زندگی

ترانه عاشقي

من موجودی ناشناخته

دانلود موزيك ايراني و خارجي

صداي عشق

منو تنها نزار

امکانات

RSS 2.0

قالب های نازترین

جوک و اس ام اس

فال حافظ

نازترین عکسها